در زندگی لحظاتی هست که از روی خواسته خود دست به اعتراف میزنیم.اعترافی که نه با فشار اسلحه بر شقیقمان اتفاق می افتد. احساسی یا فکری ،حالتی از خودمان که دوست داریم آن را از خود به بیرون از خودمان بروز دهیم . لحظه ای که ترس می رود و فضای اعتماد شکل میگیرد .و دست به انجام کاری می زنیم که از اراده مان سرچشمه میگیرد.
این لحظات ارزشمند با قدرتی عجیب ریشه ما را در خودمان شکل می دهد. یک برخورد صادقانه و بانهایت ظرافت و دقت میتواند زمانها و فضاهای مبهم زندگیمان را برایمان روشن و شفاف کند. به تصور من بعد از چنین تجربه ای دوباره به دنیا می آییم . کسی یا چیزی در این دنیا نمی تواند ما را از این انتخاب منع کند و هر چه در این کار اصرار بورزیم و به این دقت ارزش و بها دهیم نیرویمان چند برابر می شود.چرا که اراده آزاد را نمی توان با هیچ قدرتی مهار کرد ..
.اراده آزاد یا من آنگونه هستم که می خواهم باشم، در نهایت ظرافت و دقت با رعایت حقوق دیگری که او نیز در این تجربه با من همراه است معنی می یابد و ابعاد خود را به دست می آورد. در این دقت و ظرافت تلاش و امید جزو لاینفک این تجربه خواهد شد. چرا که همه چیز بر آن تصمیم نهایی ریسک پذیر اتفاق می افتد. تصمیمات بزرگ در ابعاد کوچک و مواجهه با نتیجه آنهاست که ذره ذره ما را به سرّ زندگی آشنا میکند و این شکل از تجربه با تجربه کلی بافی و کلی گویی و حاشیه روی فرسنگها فاصله دارد.
میتوان روزها به رشد برگهای یک گل خانگی نگاه کرد و دید که این رشد هر چند در سرعتی دیگر اتفاق می افتد اما ما همچنان به راحتی نمی توانیم لحظه شکفتن غنچه آن گل را بیابیم. با تمام ادعاها و شاخ و شانه هایی که برای طبیعت زندگی کشیده ایم. با این که گلها به نظر بسیار ساکن و بی حرکت می آیند اما همچنان پیدا کردن لحظه جادویی باز شدن یک شکوفه تجربه ای بسیار خواستنی و هیجان انگیز است.
زندگی جادویی است که نه به کام ما و نه به قرار ما و نه به تصمیم ما برای تغییرهر آنچه که هست و بود می آید بلکه در لحظه اطمینان ما به خودش رخ نشان می دهد.
دوست داشتنی ترین لحظات لحظاتی است که درآینه زندگی را با تمام قوایش می یابم...
No comments:
Post a Comment