راستش من داشتم کامنت مینوشتم زیر لینک ویکیلیکس هادی ، خلاصه دیدم انقدر نوشتم بهتره یه نوت بشه دوستان راحت تر بخوننش...ـ :)مقاله ویکیلیکس در اومد و پشت سرش هم بی بی سی و بقیه کلی خبر پراکنی کردن و مخصوصا امروز یه خبری صمد گذاشته بود از روز آن لاین که برای من جالب شد درباره یه قسمتی از این خبر که یه جور کنایه عجیبی توش داشت و من رو به فکر فرو برد ،بنویسم ...القصه رسیدم به صحبتهایی از این دست که"در مورد وقایع مربوط به انتخابات اخیر در ایران، شیخ محمد بن زاید آل نهیان هشدار داد و گفت میر حسین موسوی در زمینه جاه طلبی های هسته ای هیچ تفاوتی.با احمدی نژاد ندارد: "هدفشان یکی است، تاکتیکشان متفاوت است وی معتقد است موسوی ازین جهت خطرناک تر از احمدی نژاد است چون لااقل احمدی نژاد مثل کتابی است که باز است [و میشود محتوایش را دید]. ولی موسوی و مشاورانش همان کسانی هستند که سفارت آمریکا را در سال ۱۹۷۹ اشغال کردند."(مقاله روز آن لاین از قول گاردین) و به نظرم یک چیز بسیار ضروری رسید و اون هم نیاز به یک کار دقیق و شفاف ساز در ابعاد خارج از ایران و نشون دادن چراییه تفاوت این دو انتخاب یعنی احمدی نژاد و موسوی توسط رای دهندگان انتخابات ، در واقع دفاع از آراء موسوی که حالا حتی اگر هم به نظر نویسندگان و همفکران این دست از مقالات خیلی چیز گنگی اومده و در واقع باید این رو خاطر نشان کرد که خب شعور انتخاب یک ملت و عمق فهمشون از میزان مهم بودن این انتخابات بسیار کم رنگ جلوه داده شده و باز هم همه این برنامه به شکلی تولید همون دو قطب یا مظلومی یا ظالم رو تقویت میکنه ...بدین شکل که حالا مظلوم در واقع کشورهای طفلکی با بمب هسته ای مثل آمریکا هستند و ظالم هم کشورهای هنوز بدون بمب هسته ای و با کاندیداهای نه چندان متفاوت مثل ایران هستند...یعنی با اطمینان میشه گفت از شمار دسته حرفهای احمدی نژادی در راستای هم زدن همه چیز با هم و در نهایت ملقمه قاطی درست کردن و استفاده ابزاری (منیپولیشن ) به معنای واقعی با حذف نظر میلیونها انسان!به هر صورت از اونجایی که ما یعنی واقفان به جریان اصلاح طلبی و اطمینان به پروژه شفاف سازی در ایران که امروز خوشبختانه نه فقط در عرصه سیاسی بلکه در حوزه اخلاق و روابط اجتماعی و شهروندی هم به میدان آمده است مسئولیت داریم که بتونیم فرق احمدی نژاد به عنوان یک لمپن دزد که فقط در جریان یک فرصت طلبی سیاسی و تحت حمایت خامنه ای که توانایی روبرو شدن و همکاری دوباره با یک دولت قوی اصلاح طلب رو نداشت و از طریق تقلب به قدرت رسید رو با موسوی و طرفدارانش که بخش عظیمی از رای دهندگان رو تشکیل میدادند به علاوه رای دهندگان به کروبی که خب در واقع بعد از جنبش تقریبا مرزی برای اعتراض بین این دو به اون صورت مشاهده نشد رو مشخص کنیم...به نظر من این مهمترین دستاورد اصلاح طلبی در ایرانه که در واقع تونست جریان عقب مونده و فاسد سیاسی در ایران رو از جریان زنده و در واقع متصل به بقیه جریانهای زنده اما خاموش و تحت سانسور همیشگی رژیم وصل کنه و این بزرگترین دستاورد مبارزه پس از جنبش سبز هست .درواقع کار بسیار دقیق و ظریفی در ایران انجام شده و برای اولین بار در تاریخ میشه گفت فرای دعواهای راسیستی و صرف حقوق بشری باز هم ما حضور ملتی رو نه برای دوقطبی کردن صرف سیاسی جامعه اش با اندازه های از پیش تعیین شده بلکه برای درمان و جراحی بخش مرده افکار و ایده های خرافی دست و پاگیر هزاران ساله و رفتن نه فقط عده قلیلی از آدمها در دل تاریکی ،بلکه همگانی شدن چگونگی مبارزه با فساد اخلاقی مثل دروغ ، دزدی ، ریا و بسیاری دیگه از این مضرات انسانی هست که این جنبش رو حق طلب کرده و به شکل استثنایی همه گیر کرده...و از همه مهم تر اینکه این راه احتیاج به صبر و مقاومت زیادی داره تا بتونه خودش رو در تمام ابعاد جامعه ایران گسترش بده تا به پیروزی برسه و مهمترین هدفش رسیدن به پایگاه صلح مردمی و جامعه دلخواه نهایی مردم ایرانه .به قول موسوی ما اومدیم که این اخلاق رو عوض کنیم...و چه بهتر با هر توانی که داریم این پیام رو به مردم دنیا برسونیم و بذاریم دنیا هم در این امر مهم و زندگی بخش همراه ما بیاد تا فقط شکار خبرهای خاله زنکی سیاسی نشیم و بتونیم تا حد بالایی جلوی هرگونه آسیب به این مبارزه حق طلبانه رو نه فقط در ابعاد داخلی اش بلکه در ابعاد جهانیش رو هم بگیریم...و این مساله بسیار مهمه به همون اندازه ای که میلیون ها آدم در تظاهرات شنیدند" مرگ بر آمریکا" ولی فریاد زدند "مرگ بر دیکتاتور"
ما بیشماریم