فیلم های مردمی ، تصاویری از جنس دوربین های موبایل خودشان را به شاهراه یوتیوب و در مجمع گفتگوی بین المللی یا همان فیس بوک و... میرسانند. تصاویر حاکی از آن است که در تونس جشن برای آزادی برپاست و در مصر ماشینهای آب پاش به روی مردم معترض آب می پاشند . در تخیلاتم اگر زبان تصاویر را به فارسی بشنوم هر لحظه احساس میکنم که انگار زمان به سال پیش عقب گرد کرده است. حرکت مردم اعتراضی که در خیابان راه میروند ، دوربین های موبایل که از همه اتفاقات فیلم میگیرند ، عکس دیکتاتور که پاره میشود و در آخر زنی که در خیابانی به درازای ولی عصر در تونس میان مردمی آرام و صمیمی نشسته است و سرود آزادی میخواند برای آنها که رفتند و برای کسانی که ماندند....
احساسات همان لحظه ای که از افکار پیچ در پیچ نافرمانی میکند . همه جور لحظه ای را میتواند رقم بزند. احساسات ما را به دنیا می آورد و دلبندمان میکند به یک تن به یک لبخند به سرودی زیر لب و به خیابانی به درازای ولی عصر...
احساسات در اشکال مختلف و در فرمهای متنوع خود را در ما به رخ میکشند . احساسات سوخت موتور زندگی است اگر نباشد تحرکی به جا نخواهد ماند.
امروز در تونس مردم شادند و من در نگاه شادی شان چیزی جز احساس افتخار و رستگی نمیبینم .در این احوال از افکاری که مرا به مقایسه این اتفاقات با اتفاقات سال پیش ایران در بند میکنند در کشاکشم. آری ، اگر لحظه ای در این مقایسه منطق را از دست دهم میتوانم در حسرت غرق شوم اما میخواهم همه قوا را برای به ثمر رساندن این نیروی سبز به کار بیا ندازم...
برای آنکه از دست افکار خوره نجات یابم . دست از مقایسه عجولانه این اتفاقات با یکدیگر بر میدارم.
این شکل از مقایسه مرا یاد والدینی می اندازد که از فرزندانشان به شکلی اغراق آمیزو با رفتاری خودپسندانه تعریف و تمجید میکنند و به شکلی مصرانه کودک خود را استثنایی و خاص نشان میدهند. آنها را طوری بزرگ میکنند که آن کودکان قربانیان خودپسندی والدینشان میشوند. خودپسندی نوعی از پیچیدگی احساسات است که در آن ایستایی و در واقع تنها شدن تقویت میشود و فرد خودپسند ماسکی ترسناک دارد اما از درون به مراتب ضعیف تر از ماسک خودش است.
یا بلعکس والدینی که کودک خود را مرتب با دیگران مقایسه میکنند و هر لحظه که او را ضعیفتر می یابند به سبب قضاوتی عجولانه از تحقیر او به بهانه آنکه او را قوی تر میکند کمک میگیرند اما در واقع ریشه های نفرت و پس ماندگی را در او تقویت میکنند. آنها کسانی هستند که در واقع استعدادهای واقعی کودک خود را در نطفه میکشند و چیزی برای رشد او باقی نمیگذارند و دشمنی او را به جان میخرند.
جنبش سبز کودک امروز ماست که خودمان به دنیا آمدنش را شاهد بودیم و امروز در رشد او در هر لحظه و هر مکان سهیم و مسئولیم. اگر او را به باد اتتقاد بگیریم و به او اجازه رشد و تصمیم گیری ندهیم ، راهش را به راه کینه و نفرتی ریشه ای باز خواهیم کرد و اگر او را بی همتا و بی نقص بدانیم باز نیز راه رشد و همدلی و رفاقت را از او گرفته ایم.
امروز جنبشهای دیگر مردمی در جهان برای راست قامت شدن انسان و برای باز کردن هوای آزادی در تنفسی عدالتخواهانه به ما رخ نشان میدهند. اگر در این مقایسات راه دوستی و همدلی با آنها و نیز رد وبدل اطلاعات را هموار کنیم . همانطور که امروز تونسی ها و مصری ها به یاد دارند که در تظاهراتشان دوربین های موبایل را فراموش نکنند. ما هم به درسی بزرگ خواهیم رسید. اگر چشمانمان را به درستی باز و گوشهایمان را برای شنیدن هر آوای خوشی از آزادی حساس، نگاه داریم. و گلویمان را برای فریادی آزادی خواهانه چنان که دل دیکتاتور را به لرزه در آورد مراقبت کنیم.
چه مقایسه ای از این زیبا تر که رد پای خودمان را در راه آزادی ببینیم و از این که ایده مان جهانی شده است لذت ببریم. و امید داشته باشیم که ما هم جواب سوالهای بی پاسخ خود را از جنبشهای دیگر به دست بیاوریم .
و چه رویایی زیبا تر از خاور میانه ، آفریقا ، چین ، کره شمالی و... آزاد خواهد بود.
چقدر افتخار آمیز است که ما در کنار انسانهای آزادی خواه در جهان بایستیم...و قامت ایستا و کرامت انسانی را نظاره گر باشیم...
چرا که ما همه از یک پیکریم...
ما بیشماریم